X
تبلیغات
زیباترین ها

دریافتـــ کد موُس برآی وِبلآگ



کـ ـُ ـد هـ ـ ـآیِ قـ ـ ـآلِـ ـِ ـب

زیباترین ها
 
قالب وبلاگ

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

I don"t know why
نمیدونم چرا

You wanna follow me tonight
امشب میخوای تعقیبم کنی

When in the rest of the world

وقتی یه گوشه ی دنیا
With whom I"ve crossed and I"ve quarreled

من با تو دعوا کردم وازت گذشتم
Lets me down so

یزار ناامیدو غمگین بمونم
For a thousand reasons that I know

بخاطر هزاردلیلی که خودم میدونم
To share forever the unrest

برای تقسیم کردن ابدی آشفتگی
With all the demons I possess beneath the silver moon

 وبدی هایی که زیر نور ماه نقره ای داشتم


Maybe you were right

شاید تودرست میگی
But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم
I don"t want to fight

نمی خوام دعوا کنم
I"m tired of being sorry

از عذرخواستن خسته شدم
Eighth of ocean dry, with all their vampires and their brides

یک هشتم اقیانوس با تمام خون آشام ها نوعروس هاش خشک می شه
We"re all bloodless and blind

ما همه کور وبی خون هستیم
And longing for a life Beyond the silver moon

با ارزوی زندگی در آنسوی ماه نقره ای 

Maybe you were right
But baby I was lonely
I don"t wanna fight
I"m tired of being sorry
I"m standing in the street

من تو خیابون ایستادم
Crying out for you

وبرات گریه می کنم
No one sees me

هیچکس منو نمی بینه
But the silver moon

جز ماه نقره ای
So far away  so outer space

خیلی دور ُخیلی دورتر ازفضای بیرونی 
I"ve trashed myself  I"ve lost my way

من خودم  ونابود کردم و راهمو گم کردم
I"ve got to get to you, got to get to you

من باید به تو برسم.باید برسم 
Maybe you were right

شاید حق با توبوده
But baby I was lonely

عزیزم من تنها بودم
I don"t want to fight

نمی خوام دعوا کنم 
I"m tired of being sorry

از عذرخواستن خسته شدم
I"m standing in the street

تو خیابون ایستادم
Crying out for you

وبرات گریه میکنم 
No one sees me

هیچکس منو نمی بینه
But the silver moon

جز ماه نقره ای

 

 مترجم:خودم  

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 18:13 ] [ مریم م ]

 

Yeah, yeah, yeah, yeah, yeah, yeah]

I think I did it again

فکر کنم دوباره این کارو کردم

I made you believe

باعث شدم گمان کنی

We’re more than just friends.

که دوستیمون بالاتر از دوتا دوسته

Oh, baby

آه، عزیزم

It might seem like a crush

شاید بنظر برسه ناراحت کننده باشه

But it doesn’t mean

اما اینطور نیست

That I’m serious

بخاطر اینکه من جدیم

‘Cause to lose all my senses…

چون تمام احساساتم رو از دست دادم

That is just so typically me

این دقیقا خود خودمم

Oh, baby; baby

آه، عزیزم عزیزم

Oops! … I did it again

آخ، باز دوباره این کارو  کردم

I played with your heart

و با قلبت بازی کردم

Got lost in the game

تو این بازی گمت کردم

Oh, baby; baby

آه، عزیزم عزیزم

Oops!

آخ

… You think I’m in love

تو فکر می کنی که عاشق شدم

That I’m sent from above…

 فکر می کنی خدا منو از آسمونها برات فرستاده

I’m not that innocent

ولی من اونقدرا هم مقدس نیستم

You see my problem is this

میدونی مشکل من اینه

I’m dreaming away

من تو رویام

Wishing that heroes, they truly exist

ارزوی قهرمانی ، که فقط  حقیقت داشته باشه

I cry watching the days

من  با چشمای خیسم به روزا نگاه میکنم

Can’t you see I’m a fool

نمیتونی ببینی من یه احمقم ؟

In so many ways?

” برای فهمیدنش “هزار راه وجود داره

But to lose all my senses…

اما من دیگه برام حواس نمونده

That is just so typically me

دقیقابخاطر اینکه خودخودمم

Baby, oh.

عزیزم، آه

Oops! … I did it again

آخ، دوباره این کارو تکرار کردم

I played with your heart

و با قلبت بازی کردم

Got lost in the game

تو این بازی گمت کردم

Oh, baby; baby

آه، عزیزم عزیزم

Oops!

آخ

… You think I’m in love

تو فکر می کنی که عاشق شدم

That I’m sent from above…

و فکر می کنی خدا منو از آسمونها برات فرستاده

I’m not that innocent

ولی من اونقدرا هم مقدس نیستم

[Yeah, yeah, yeah, yeah, yeah, yeah
Yeah, yeah, yeah, yeah, yeah, yeah]

“All aboard!”

همه رو به خط!!

Britney, before you go, there’s something I want you to have

بریتنی قبل از اینکه بری میخوام یچیزی بهت بدم

“Oh, it’s beautiful! But wait a minute, isn’t this… ?”

آه این خیلی خوشگله، اما وایستا ببینم! این مگه . . .

“Yeah, yes, it is.”

آره همونه

“But I thought the old lady dropped it into the ocean in the end…”

ولی من فکر می کردم که اون پیرزن آخر سر انداختش تو اقیانوس

“Well, baby, I went down and got it for ya.”

خب عزیزم، من  رفتم پایین و برات آوردمش

“Aw, you shouldn’t have.”

آه نباید این کارو می کردی

Oops! I

آخ، من

Did it again to your heart.

باز با قلبت بازی کردم

Got lost In this game; oh, baby

تو این بازی گمت کردم

Oops! You

اخ تو

Think that I’m sent from above…

فکر می کنی خدا منو از آسمونها برات فرستاده

I’m not that innocent

ولی من اونقدرا هم مقدس نیستم

Oops! … I did it again

آخ، دوباره این کارو تکرار کردم

I played with your heart

و با قلبت بازی کردم

Got lost in the game

تو این بازی گمت کردم

Oh, baby; baby

آه، عزیزم عزیزم

Oops!

آخ

… You think I’m in love

تو فکر می کنی که عاشق شدم

That I’m sent from above…

و فکر می کنی خدا منو از آسمونها برات فرستاده

I’m not that innocent

ولی من اونقدرا هم مقدس نیستم

Oops! … I did it again

آخ، دوباره این کارو تکرار کردم

I played with your heart

و با قلبت بازی کردم

Got lost in the game

تو این بازی گمت کردم

Oh, baby; baby

آه، عزیزم عزیزم

Oops!

آخ

… You think I’m in love

تو فکر می کنی که عاشق شدم

That I’m sent from above…

و فکر می کنی خدا منو از آسمونها برات فرستاده

I’m not that innocent

ولی من اونقدرا هم  مقدس نیستم

خواننده:بریتنی اسپرز مترجم :خودم:)

[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 21:20 ] [ مریم م ]
 

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

دوستان عزیزم من خودم خیلی این اهنگو دوست دارم اومیدوارم خوشتون بیاد چون هم اهنگش معروفه هم معنیش خیلی زیباست♥  ♥ 

Where do I begin

از کجا شروع کنم  
To tell the story

تا  داستانی بگم 
Of how grateful love can be

عشق چقدر میتونه بزرگو قابل ستایش باشه 
The sweet love story

قصه ی یه عشق شیرین 
That is older than the sea

که از دریا قدیمیتره  
That simple truth about the love she brings to me

 حقیقتی ساده درباره ی عشقش که اون بهم داد
Where do I start

از کجا شروع کنم؟ 

With the first hello

با اولین سلام 
She gave the meaning

اون به  
To this empty world of mine

دنیای تو خالیه من معنی داد 
That never did
Another love another time

که هیچ عشق دیگه ای اینکارو نکرده بود 
She came into my life

اون وارد زندگیم شد 
And made a living fine

و زندگمو زیبا کرد 
She fills my heart

او قلبمو پر از عشق کرد 

She fills my heart

او قلبمو پر از عشق کرد 
With very special things

با چیزهایی منحصر بفرد  
With angel songs

با اواز فرشتگان 
With wild imaginings

با رویاهای دیوانه وار 
She fills my soul

اون روحمو  
With so much love

با عشق زیادی پر کرد 
That anywhere I go

که هر جاییکه میرم 
I'm never lonely

هرگزتنها نیستم 
With her along who could be lonely

 باهاش باشی دیگه کسی احساس تنهایی نمیکنه
I reach for her hand

دستم به دستش میرسه 

www.atrebaroon.blogfa.com|وبلاگ عاشقانه قلبي خسته از تپيدن| شعرهاي عاشقانه|عكسهاي عاشقانه| داستان و رمانهاي عاشقانه| تصاويرزيباساز وبلاگ|www.atrebaroon.blogfa.com

Its always there

که همیشه اونجاست 

How long does it last

چقدر طول میکشه؟ 
Can love be measured by the hours in a day

ایا میشه عشق رو با ساعت اندازه گیری کرد؟ 
I have no answers now

من  الان هیچ جوابی ندارم هیچی  
But this much I can say

اما فقط همینقدر میتونم بگم که 
 
 I know I'll need her 'till the  stars all   burn away
تا زمانیکه تمام ستاره ها از نظر پنهون بشن بهش نیاز دارم

And she'll be there

و اون اونجا خواهد بود

 

 

[ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 ] [ 22:35 ] [ مریم م ]

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

جملات مثبت  :

 

The world is a safe place to live in

دنیا جای امنی برای زندگیه منه

I respect myself

من به خودم احترام میزارم

I care for my well-being

من به سلامتیم اهمیت میدم

I am thankful for all that I am and that I have

من بخاطر چیزیکه هستم ودارم سپاسگذارم

Love is always around me

عشق ومحبت همیشه نزدیکم هست

I am confident in all situations

در همه حال دلگرمم

I am loving to myself

خودمو خیلی دوست دارم  

I choose the way I want to be

راهیو میرم که میخوام

Life brings me challenges to grow stronger

زندگی منو به چالش هایی میندازه که قویتر بشم

I enjoy the present moment and make the most out of it

از زمان حال بیشترین لذتو میبرم

I acknowledge my mistakes, learn from them and move on

من اشتباهاتمو میدونم ازشون درس میگیرم و پیشرفت می کنم

www.atrebaroon.blogfa.com|وبلاگ عاشقانه قلبي خسته از تپيدن| شعرهاي عاشقانه|عكسهاي عاشقانه| داستان و رمانهاي عاشقانه| تصاويرزيباساز وبلاگ|www.atrebaroon.blogfa.com
 

خدایا بخاطر تمام خوبیهات و مهربونیات بخاطر تمام ادمها وچیزای قشنگی که تو زندگیم بهم دادی ازت ممنونم بخاطر تمام زیباییها مهربونیها وتمام پیشرفتام ازت ممنونم اومیدوارم تمام شما دوستای عزیزم همیشه مثبت فکر کنید ومثبت عمل کنید وهمیشه شاد باشید یادتون نره خوشبختی مال خودتونه ممنون که به وبلاگم میاید بی نهایت ازتون ممنونم راستی هر کس اهنگ قشنگی داره پیشنهاد بده اگه مناسب بود ترجمه میکنم و میزارم خیلی خیلی از همتون ممنونم خیلی خیلی خیلی دوستون  دارم

  تصویر متحرک زیباسازی وب

[ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 ] [ 20:10 ] [ مریم م ]

So many words for the broken heart 

حرفهای زیادی برای قلب شکسته هست
Its hard to see in a crimson love

که سخته اونو درعشق اتشین ببینی
hard to breathe

نفس کشیدن سخت میشه
Walk with me, and maybe

بامن قدم بزن وشاید
 Nights of light so soon become

شبهای پرنور به زودی  
Wild and free I could feel the sun

وحشی وخالی بشن ومن بتونم خورشیدوحس کنم
every wish will be done

تمام ارزوهات براورده میشن 
...They tell me

اونها بمن میگن ...

Show me the meaning of being lonely

معنی تنهایی رو بهم نشون بده 
Is this the feeling I need to walk with

این همون حسیه که نیاز دارم باهاش یاشم 
 Tell me why I cant be there where you are

بمن بگو چرا نمیتونم جایی باشم که تو هستی 
Theres something missing in my heart

چیزی تو قلبم گم شده 

Life goes on as it never ends

زندگی ادامه داره مثل اینکه تمامی نداره 
Eyes of stone observe the trends

چشمان سنگها گرایشات را میبیند 
They never say forever gaze

اونا نمیگن که واسه همیشه زل میزنن 
Guilty roads to an endless love

جاده های خطاکار به سمت عشقی بی پایان 
Theres no control

کنترلی وجو نداره 
Are you with me now

ایا الان باهام هستی؟ 
Your every wish will be done

همه ی ارزو هات به حقیقت میپویندد

 
They tell me

اونا بهم میگن 

Show me the meaning of being lonely

معنی تنهایی رو بهم نشون بده 
Is this the feeling I need to walk with

 این همون احساسه که باید باهاش کنار بیام
Tell me why I cant be there where you are

بهم بگو چرا نمیتونم جایی باشم که توهستی 
Theres something missing in my heart

چیزی در قلبم گم شده 

Theres nowhere to run

هیج جا واسه فرار وجود نداره 
I have no place to go

هیچ جا واسه رفتن ندارم 
Surrender my heart, body and soul

قلبو روحمو گرفته  
How can it be youre asking me to feel the things you never show

چطور میتونه باشه که ازم  میخوای احساس کنم  اون چیزاییکه هیچوقت نشونم ندادی 

You are missing in my heart

تو توی قلبم گم شدی 
Tell me why I cant be there where you are

بهم بگو چرا نمیتونم جایی باشم که توهستی 

Show me the meaning of being lonely

معنی تنهایی رو بهم نشون بده 
Is this the feeling I need to walk with

این همون احساسیه که  باید باهاش کنار بیام 
Tell me why I cant be there where you are

بهم بگو چرا نمیتونم جایی باشم که تو هستی  
Theres something missing in my heart

چیزی تو قلبم گم شده 

خواننده:back street boys    مترجم:خودم:) 

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 17:32 ] [ مریم م ]

هرگاه کسی کارناشایستی انجام میدادوسایرین می گفتند:"خدا لعنتش کند."مادرم

میگفت:خداخیرش دهد.روزی از مادرم دلیل این کارش را پرسیدم واوباچنان حیرتی بمن نگاه کرد که گویی علت چنین پرسشی رادرک نمی کرد.انگاه مانن انکه برای کودکی خردسال توضیح بدهدبا مهروصبروحوصله پاسخ داد:"من نمیخواهم خدا لعنتش کند.میخواهم خدا خیرش دهد.چون تنها راهس است که او بهبود می یابد."

قوی ترین اقدامیکه میتوانی برای عوض کردن جهان انجام دهی ان است که باورهای خودرا درخصوص ماهیت زندگی و انسانها وحفیفت مثبت تراز گذشته کنی.

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 17:0 ] [ مریم م ]
                 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

وقتی بچه بودم مادرم گهگاهی غذای ساده صبحانه رابرای شام هم اماده میکرد..یک شب راخوب به یاد میاورم که مادرم بعداز گذراندن یک روزسخت وطولانی درسرکار شام ساده ای مانند صبحانه اماده کرده بود.ان شب پس از زمان زیادی  مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ وسوسیس وبیسکویت های سوخته جلوی پدرم گذاشت.یادم میادمنتظر شدم ببینم ایاپدرم متوجه سوختگی بیسکویت ها میشود؟ددان لحظه همه کاریکه پدرم انجام داداین بود که دستش رابطرف بیسکویتها دراز کرد.لبخندی به مادرم زد وازمن پرسیدکه روزم درمدرسه چطوربود.یادم نیست چه جوابی به پدرم دادم اما کاملا یادمه که اوراتماشامیکردم درحالیکه داشت کره روی ان بیسکویتهای سوخته میمالید وبا لذت تمام لقمه لقمه انهارامیخورد.یادمه ان شب وقتی ازسرمیز غذا بلند شدم شنیدم مادرم بابت سوختگی بیستک.یتها ازپدرم معذرت خواهی میکرد وهرگز جواب پدرم رافراموش نکردم که گفت:اوه عزیزم!من عاشق بیسک.یتهای خیلی برشته هستم.همان شب وقتی برای گفتن شبخیر

 پیش پدرم رفتم ازاو پرسیدم که ایاواقعا بیسکویتهای سوخته رادوست دارد؟اومرادراغوش کشید وگفت:مادرت امروز روز سختی راسرکارگذرانده وخیلی خستست.بعلاوه بیسکویتهای کمی سوخته هرگز کسی رانمیکشد.پسرم زندگی همواره مملوازچیزهای ناقص وانسانهاییست که پرازکم وکاستی هستند حتی خودمن هم دربسیاری ازموارد بهترین نیستم اما درطول این سالها فهمیدم یکی ازمهمترین راه حلها برای داشتن شادی وارامش "درک وپذیرش عیبهای همدیگر"و"شاد بودن ازداشتن تفاوت بادیگران "است.ودعای من برای تواینه که یادبگیری قسمتهای خوب .بد وناخوشایند زندگی خودرابپذیری وباانسانها رابطه ای داشته باشی که دران بیسکویتهای سوخته باعث قهرودلخوری نشوند.

نتیجه:کلیددستیابی به شادی خودرادرجیب کسی دیگر نگذارید ان را پیش خودتان نگه دارید.خوشبخت کسی است که راه قدردانی ازخدمت دیگران را بلداست وشادی دیگران رابه قدر شادی خودحس میکند.

                                    

[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 20:44 ] [ مریم م ]
                        

 

'im standing in the station

در ایستگاه قطار ایستادم
I am waiting for a train,

منتظر رسیدن قطارم
To take me to the border,

تا من رو سر مرز ببره
And my loved one far away,

جایی که تنها عشقم  منتظرم ایستاده ودوره
I watched a bunch of soldiers heading for the war,

تعداد زیادی سرباز رو می بینم که برای جنگ به خط شدن
I could hardly even bear to see them go;

به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم

Rolling through the countryside,

به طرف حومه شهر در حرکت بودیم
Tears are in my eyes,

چشمام پر از اشک شده بودن
We're coming to the borderline,

داشتیم به مرز می رسیدیم
I'm ready with my lies,

اماده بودم با دروغهایی که باید بهش بگم
And in the early morning rain, I see her there,

و در آن باران صبحگاهی، اون رو اونجا دیدم
And I know I'll have to say goodbye again;

و میدونستم که باید دوباره بهش بگم "خدا نگهدار!". . .

And it's breaking my heart, I know what I must do,

و این کار  قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,

میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,

خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,

اجازه نده برم! میخوام بدونم
That you will wait for me until the day,

که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .
There's no borderline, no borderline;

هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی

Walking past the border guards,

گارد مرزی رو رد می کنم
Reaching for her hand

میخواستم دستهاشو تو دستهام بگیرم
Showing no emotion,

 هیچ احساسی نشون نده
I want to break into a run,

دوست داشتم پا به فرار بذارم
But these are only boys, and I will never know,

ولی اینا فقط بچه هستن، و هرگز نخواهم فهمید
How men can see the wisdom in a war...

چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!. . .

And it's breaking my heart, I know what I must do,

و این کار  قلبم رو میشکنه، میدونم چیکار باید انجام بدم
I hear my country call me, but I want to be with you,

میشنوم که کشورم من را (برای دفاع از خودش) صدا می زنه، اما من میخوام با تو باشم

I'm taking my side, one of us will lose,

خوب من به خودم حق میدم، میدونم یکی از ما  شکست خواهیم خورد
Don't let go, I want to know,

اجازه نده برم! میخوام بدونم
That you will
 wait for me until the day,

که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که. . .


There's no borderline, no borderline;

هیچ مرزی وجود نداشته باشه، هیچ مرزی


No borderline, no borderline...

هیچ مرزی، هیچ مرزی

 مترجم:خودم   خواننده:کریس دبرگ

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 23:17 ] [ مریم م ]

شبی یک کشتی بخار٬درحالیکه دریارامیپیمود گرفتارتوفان شد.کشتی چنان تکان میخورد که همه مسافران بیدار شده بودند.انان وحشت زده ازتوفان تعادل خودرا ازدست داده وفریادمیکشیدند وعده ای هم دعا میکردند.

دخترهشت ساله ی ناخدا هم انجا بود.سروصدای بقیه اوراهم ازخواب بیدارکرد.ازمادرش پرسید:مادر چه شده ؟مادرگفت:توفانی عظیم وغیرمنتظره پیش امده است.کودک ترسید وپرسید:ایاپدر پشت سکان است؟مادرگفت:بله عزیزم او پشت سکان است.دخترک باشنیدن این پاسخ دوباره به رختخوابش بازگشت ودر عرض چند دقیقه به خواب رفت.بادهمچنان هنرنمایی میکرد وامواج خروشان پیش می امدند.کشتی هنوز تکان میخورد اما دخترک دیگر نمی ترسیدچرا که به سکاندار ایمان داشت.

خداوندا٬توتنها سکاندار زندگی ما هستی...

همیشه یادت باشه که در اوجی معین دیگه ابری وجودنداره اگه اسمون زندگیت ابریه بخاطراینه که روحت اونقدرکه باید بالانرفته.همیشه اگه توسختی ها دست حداروبگیریمو محکم نگه داریم دیگه نه چیزی مارومیترسونه نه خسته میشیم چون میدونیم کیوداریم.لحظاتتون همیشه شاد همیشه به همه محبت کنید یادتون نره هرکاری کنید به خودتون برمیگرده وساده ببخشید به تمام مسائل هم مثبت نگاه کنید:))

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 12:32 ] [ مریم م ]

روزی مردی خواب عجیبی دید.دیدکه پیش فرشته هاست وبه کارهای انها نگاه میکند.هنگام ورود ٫دسته بزرگی ازفرشتگان رادید که سخت مشغول کارند وتندتند نامه های راکه توسط پیکها اززمین میرسند٬باز میکنندوداخل جعبه میگذارند.

مردازفرشته پرسید:شماچکارمیکنید؟فرشته درحالیکه داشت نامه ای راباز میکرد گفت:اینجابخش دریافت است .مادعاهاودرخواستهای مردم ازخداوند را تحویل میگیریم.

مردکمی جلوتررفت٬بازتعدادی ازفرشتگان رادیدکه کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند وانها راتوسط پیکهایی به زمین میفرستند.

مردپرسید:شماهاچکارمیکنید؟یکی ازفرشتگان باعجله گفت:اینجابخش ارسال است٬ما الطاف ورحمت های خداوند رابرای بندگان به زمین میفرستیم.

مردکمی جلوتر رفت ویک فرشته رادیدکه بیکارنشسته است.

مردباتعجب پرسید:شماچرابیکارید؟فرشته جواب داد:اینجابخش تصدیق جواب است.مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ٬بایدجواب بفرستندولی فقط عده بسیارکمی جواب میدهند.مردازفرشته پرسید:مردم چگونه میتوانندجواب بفرستند؟فرشته پاسخ داد:بسیارساده فقط کافیست بگویند:"خدایاشکر"

عشق وسپاسگذاری می تواند معجزه کند ودریاهاراازهم بشکافدوکوههارا حرکت دهدوبیماری هارا شفا دهد مهمتراینکه همیشه بادید مثبت به زندگی نگاه کنید حتی اگه م مشکلات رو برداریم میشه شکلات وبازهم مثبت میشه هرچیزی که خدا بهمون هدیه بده بهترین وزیباترینه به مسائل هر طور نگاه کنیم همونطور میشه پس همیشه به همه چیز زیبا نگاه کنید و بدون منظور به همه محبت کنید چون خدا توقلب تمام ادمهاست .همیشه لبخند بزنیدوبه دیگران ارامش بدید وهمرو دوست داشته باشید.خدایا واقعا بخاطر تمام نعمتهات ازت ممنونم انقدر زیادن که نه میتونم بشمرمشون نه اونطور که باید تشکر کنم واقعا ممنونم هر چی بگم بازم کمه ولی خودت به قلبم نگاه کن وتمام عشقمو و تمام تشکرهای قلبیمو ببین میدونم به اندازه تمام خوبیهات نیست ولی من همینقدرم لطفا ازم بپذیر.خدایا شکرت خیلی دوست دارم بینهایت بخاطر تمام این بارونهای قشنگی که میفرستی هم خیلی ممنونم خیلی دوسشون دارم.

 

[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 20:54 ] [ مریم م ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اول از همه خیلی خو ش اومدید به وبلاگ خودتون من مریم دوست دارم در مورد تمام چیزهای زیبایی که تو زندگیمون داریم و گاهی بهشون توجه نمیکنیمو خیلی ساده از کنارشون رد میشیم مثل عشق و.. مطلب بزارم اومیدوارم خوشتون بیاد اگه پیشنهاد یا نظری داشتید میتونید بهم بگید:)